اعمال خارق العادهاعمال خارق العاده وانسان معاصرتعداد بازديد: 2778چندي است از دور و نزديك اخبار حيرتانگيزي راجع به وقوع اعمال خارقالعاده ميشنويم. خلق اشيا و ناپديد كردن آنها، خبر گرفتن از غيب، شفاي بيماري، غلبه بر نيروهاي طبيعت، همزمان در دو مكان بودن و... اخبار مربوط به اعمال خارقالعاده نه تنها نظر و توجه عموم مردم را به خود جلب كرده است، بلكه محققان و دانشمندان بسياري در جهت اثبات و توجيه و تفسير آنها بهكار تحقيق و بررسي پرداختهاند و از طريق انجام آزمايشهاي بسيار موجب گسترش اينگونه پديدهها شدهاند. همچنين چندين دهه است كه دانش متعارف اين مبحث را از زواياي گوناگون وقوع پديدهها، مورد بررسي و مد نظر قرار داده است. امروزه با اطمينان ميتوان گفت كه دانش متعارف، وجود توانمنديهاي فوقالعاده در انسان را تأييد ميكند و بروز چنين پديدههايي از طرف انسان به اثبات رسيده است. اكنون دانشمندان در پي فرمولبنديها و توجيه و تفسير نحوه عملكرد آنها ميباشند. ثبت تغييرات ميدان مغناطيسي بدن و جريان الكتريكي مغز به هنگام انجام اعمال خارقالعاده ، عكسبرداري از فوران انرژي به هنگام شفا، كشف جايگاه فيزيكي انجام پديدههاي فوق طبيعي در مغز انسان، تفاسير فيزيكدانان از پديدهها بر مبناي تئوريهاي فيزيك نو از جمله دستاوردهاي منتج از تلاشهاي دانشمندان بوده است. حال كه وجود توانمنديهاي فوقالعاده در انسان به اثبات رسيده سوالاتي مطرح ميشوند كه اين اخبار حاوي چه پيامي براي انسان هستند؟ چرا همه انسانها قادر به انجام اينگونه اعمال نيستند؟ چرا تنها عدهاي موفق به استفاده از نيروهاي بالقوه روحي خود ميگردند؟ محققان اينطور پاسخ دادهاند، ذهن و سطح آگاهي انسان تعيينكننده برخورداري از توانائيها و محدوديتهاي او ميباشند. ذهن (روان) آدمي پديدهاي اسرارآميز است و بسان ماشيني بسيار قدرتمند، تاثيري كامل بر جسم، بروز توانائيها و بيماريها و حتي بر كيفيت زندگي انسان دارد و شكلدهنده موفقيتها و شكستهايش ميباشد. اين موضوع قرنهاست كه هم دانشمندان و هم فيلسوفان را متحير ساخته است. هر نظريهاي كه در زمينه هوشياري و آگاهي مطرح ميشود به نوعي تحت تاثير فلسفهاي قرار دارد كه متداول و غالب است. در دانش ماديگرايانه معاصر كه بر غرب حكومت ميكند، شعور و آگاهي تنها به عنوان آثار و نشانههايي از مغز، تلقي و تصور ميشود. اما فلسفه شرق مسئله را از زاويه كاملاً متفاوتي مد نظر قرار داده و تمام اين آثار و شواهد را مربوط به حقايق روحي و بازتابهايي از قدرت روحي ميانگارد. از اين ديدگاه ذهن انسان پديدهاي منفرد و شخصي نيست بلكه يك وجود جهاني است. كل هستي و كيهان حاوي شعور و آگاهي است كه بهنام ذهن كيهاني شناخته ميشود. ذهن كيهاني داراي سطوح مختلفي است. ذهن(روان) انسان، اين اقيانوس عظيم آگاهي و انرژي نيز داراي هفت سطح كلي است كه با سطوح ذهن كيهاني مطابقت دارد. هر سطحي از آگاهي داراي ساختار معيني است. سطوح پائينتر آگاهي، متراكمتر و با جهان فيزيكي در ارتباط است و سطوح بالاتر، ساختاري لطيفتر دارد و به سطوح متعاليتر و برتر آگاهي مربوط ميگردد. آنچه كه مسلم است آگاهي عموم مردم در سطوح پائينتر مستقر است. اين استقرار به دليل انتخاب خود انسان بوجود آمده و بر اساس تمركز بيش از حد او بر زندگي مادي و بيتوجهي به زندگي باطني است. اين نحوه زندگي ارتباط بين فرد و سطوح برتر آگاهي را قطع كرده و جدائي بهوجود آورده و خود موجب ايجاد حجابها و موانع بسياري بر سر راه ارتباط با شعور برتر شده است. در نتيجه تغذيه از آگاهي برتر ميسر نميباشد. در اين سطح از آگاهي، هستي فرد منحصر به جسم و توانائيهاي محدود آن ميشود. آگاهي او در سطح كلام اينطور است: «من جسم هستم. من ذهن دارم». «من روح دارم». «اين درخت است». «اين آسمان است». در اين سطح از آگاهي، فرد خود را هم هويت با جسم خود ميشناسد و روح و ذهن خود را از متعلقات جسم خود ميداند. اين در صورتي است كه ذهن فرد مستقر در سطوح برتر آگاهي از شعور عالي هستي تغذيه ميكند. او به وحدت قائل است و بين روح هستي، روح، ذهن و جسم خود تمايزي قائل نيست. تجلي كلام او در اين سطح اينگونه است: «من روح هستم». «درخت در من است، آسمان در من است، مناز تو جدا نيستم». فردي كه در اين سطح از آگاهي مستقر است وقتي به درخت فرمان بارور شدن بدهد، درخت باور مي شود. «من هستم» اين دو گروه بسيار باهم تفاوت دارد. اين يكي در توهم و فراموشي زندگي ميكند و توانائيهاي خود را محدود به خوردن، خوابيدن ، كاركردن و... كرده است و آن يكي، به نسبت عمق ارتباطش با شعور برتر و به نسبت يگانگي با روح خود و روح هستي، بزرگتر و بزرگتر، و وسيع و وسيعتر ميشود. پر واضح است كه تمايل اصيل هر انساني متوجه كامل شدن و توانمند ساختن قابليتها و واقعيت بخشيدن به نيروهاي نهفته خود است، اما شكوفائي توانائيها و عبور از محدويتها ميسرنميشود مگر در ارتباط با شعور برتر هستي. برقراري ارتباط با شعور برتر چگونه اتفاق ميافتد؟ همه اديان شيوهها و طرق خاص خود را براي ايجاد ارتباطي بيشتر و گستردهتر ارائه دادهاند. همچنين در بسياري از مكاتب شرقي تعليماتي همچون مراقبه و تمرينات جسمي و تمركزي به منظور بيدار سازي اين ارتباط در نظر گرفته شده است. يكي از مهمترين راههاي برقراري ارتباط، شناخت از طريق تعقل و تجربه حيطههاي باطني است. توجه به باطن گامي در جهت شناخت باطني است و شناخت باطني مانند پلي است كه سطوح مختلف آگاهي را به هم مرتبط ميسازد. همانگونه كه برتري و اقتدار انسان بر طبيعت به دليل احاطه او بر دانش ظاهري است، شناخت و كسب دانش باطني نيز موجب تسلط و قدرت و گسترش هستي انسان در حوزه باطني ميگردد. دانائي و شناخت، حجابها، شرطي شدگيها و توهمات را از بين ميبرد و انسان را از تاريكيها، موانع و ضعفها عبور ميدهد. اين راهي است آهسته و گام به گام، همانگونه كه حجابها و شرطي شدگيها ناگهان بوجود نيامده بلكه در طي زمان و به آهستگي ايجاد شده و انسان را از اصل خود دور ساخته است. از سوئي تنها نوع شناختي كه ميتواند به اين آهستگي سرعت بخشد و راه را كوتاه كند، شناخت قلبي و ايمان است. ايمان به غيب و باطن خود و جهان هستي، اوج آگاهي و شناخت است. آنجا كه ايمان وارد ميشود هر خواستهاي تحقق پيدا ميكند. و اما گام اول. آنچه كه بسياري از محققين در زمينه چگونگي وقوع پديدههاي غير متعارف اذعان ميدارند اين است كه ديدگاهها و باورهاي انسان تاثير بسزايي در امكان به وجود آمدن اعمال خارق العاده دارند. از طرفي در آزمايشات تجربي نيز اين موضوع به اثبات رسيده كه ديدگاه بدبينانه و منفي نسبت به وجود اين گونه پديدهها، خود مانع بزرگي در جهت عدم بروز آنها است. از اين رو محققين اولين گام را براي اينكه انسان شاهد وقوع پديدههاي غير متعارف باشد، نداشتن قضاوت منفي و بطور كلي بيقضاوتي در حوزه باطني دانستهاند. در اين صورت احتمال وقوع اينگونه پديدهها بوجود خواهد آمد. همچنين اين امكان وجود دارد كه با مشاهده اعمال خارق العاده و شنيدن خبرهاي به ظاهر عجيب و غريب، انسان به فكر فرو رود و وضعيت خود را بسنجد، دست به انتخاب زند و با باور باطن و حقيقت وجودي خود آنچه راكه بايد، تجربه كند و در مسير درست گام بردارد.
مكانيزم اعمال خارق العاده در تاريخ ملل و فرهنگهاي مختلف، همچنين در تاريخ اديان الهي و مكاتب گوناگون تجربههاي متعدد و بسياري از پديدههاي عجيب و اعمال خارقالعاده مشاهده و ثبت شده است، اعمالي چون: شفا دادن بيماريها، غلبه برطبيعت )ايجاد باد، باران، طوفان(، برخاستن از زمين و پرواز كردن، خبردادن از غيب و پيشگويي كردن، قدرت تحقق بخشيدن به خواستهها، تبديل چيزهاي مختلف به يكديگر، زنده كردن مردگان و... كه تحت عناوين مختلفي همچون معجزه وكرامات شناخته ميشوند. درباره چگونگي وقوع اين پديدههاي فوق طبيعي يا صحت و سقم آن، نظرها و ديدگاههاي گوناگوني وجود دارد. عدهاي اين پديدهها را صرفاً منحصر به عهد عتيق ميدانند و آنها را به اوليا خداوند نسبت ميدهند. عدهاي هم به طور كلي وقوع اين اعمال را رد ميكنند و آنها را منتج از اوهام و شعبده تلقي ميكنند. در اين ميان محققان و دانشمنداني هم وجود دارند كه به بررسي اين گونه اعمال ميپردازند و سعي در دريافت قوانين حاكم بر اعمال فوق طبيعي دارند. به طور كلي مكاتب باطني وقوع اعمال خارقالعاده را به توانايي ذاتي روح نسبت ميدهند و اظهار ميكنند كه نيروي ذاتي روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسانها وجود دارد. آنها هم چنين مسئله پرورش و فعال نمودن اين نيروي ذاتي را مطرح ميكنند كه در صورت شكوفا شدن ميتواند كاربردهاي شگرفي در زندگي روزمره و بهبود آن داشته باشد و موجب تعالي انسان گردد. در عصر كنوني به مدت چندين دهه است كه دانشمندان در زمينههاي فيزيك، زيست شناسي، ژنتيك، روانشناسي، فراروانشناسي و... اين مبحث را مدّ نظر قرار داده و از رهگذر نتايج حاصله، به همسوييهايي با باطنگرايان شرق دست يافتهاند. علم كنوني و در دسترس بشر، به طور روشن و كامل قادر به توجيه و ارائه پاسخي قطعي به پديدههاي خارقالعاده نيست، ولي تحقيقات دانشمندان بخصوص در فيزيك نو راهي به سوي تبيين و درك روح و اعمال خارقالعاده ناشي از توان ذاتي روح باز كرده است. آنچه در علم ثابت شده وجود نوعي شعور و آگاهي در ذرات بنيادي و انرژي و شعوري فراسوي ماده در كل هستي است. اين مقاله قصد دارد تواناييهاي بالقوه روحي-رواني انسان را مدّ نظر قرار داده و ارتباط آن را با اعمال خارقالعاده، بررسي كند. دستهبندي چنين اعمالي از نظر تفاوتها، چگونگي وقوع و مكانيزمشان از ديگر اهداف اين مقاله است. تعريف اعمال خارقالعاده پديدههاي فوق طبيعي و اعمال خارقالعاده شامل پديدههايي ميگردد كه ماورا ماده و خارج از تبيين فيزيك مكانيكي ميباشد و به مجموعه پديدههايي اطلاق ميگردد كه در حيطه جهان انرژي-آگاهي قرار دارد و علت اصلي آن نيروي ذهني-روحي انسان است. چگونگي وقوع اعمال خارقالعاده پديدههاي فوق طبيعي از نظر تفاوت در چگونگي وقوعشان، به سه دسته كلي تقسيم ميشوند. دسته اول به گروهي از پديدهها اطلاق ميگردد كه مربوط به روح خداوند است و از طريق اولياء و انبياء و منتخبين خداوند صادر ميشود. دسته دوم شامل گروهي از پديدههاست كه انجام آن مربوط به روح فردي ميباشد. در اين روش از طريق انجام تمرينات، فنون و تكنيكها، نيروي ذاتي روح را فعال نموده و موجب وقوع پديدههاي فوق طبيعي ميشوند. دسته سوم به اعمالي خارقالعاده اطلاق ميگردد كه توسط كارگزاران روحي و غيبي وقوعشان امكانپذير است. الف - همانطور كه گفته شد، دسته اول شامل گروهي ميشود كه از اوليا و انبيا و منتخبين خداوند صادر ميگردد. افرادي كه به دليل بزرگي و پاكي روحشان واسطههايي بين خداوند و انسانهاي عادي هستند. در كتب آسماني نيز از اعمال فوق طبيعي و خارقالعاده روحي آنان ياد شده است. در حقيقت اين افراد تحت القا روح الهي قرار گرفتهاند و از اين طريق تواناييهاي خارقالعاده روح آنان آشكار شده، آنها براي نيل به اين قدرت ذاتي تمريني انجام ندادهاند. نيروهاي طبيعت تحت كنترل آنها و قدرت خداوند پشتيبان كلامشان ميباشد. آنها كه روحشان با روح خداوند يگانه شده است بيماريها را شفا ميدهند، مرده را زنده ميكنند و با تكه ناني گروه بيشماري را سير مينمايند... ب - دسته دوم شامل افرادي ميشود كه از طريق روشهاي خاص و تمرينات ويژه ذهني و بدني نيروي ذاتي روح خود را فعال نموده و به تواناييهايي از قدرت روح خود دست مييابند. هسته مركزي اين روشها بكارگيري نيروي روحي تحت تسلط و كنترل ذهن است. آنطور كه ثابت شده حدي براي تواناييهاي بدنمان تحت نظارت ذهن وجود ندارد. اين تواناييها بعداز سالها تمرينات مراقبه و تمركز ذهن، تجسم و تخيل خلاق، تمرينات تنفسي و تمرينات خاص بدني و... حاصل ميگردد. از جمله اين قدرتها كنترل آگاهانه اعمال حياتي غيرارادي بدن مانند آهنگ نبض، تنفس، هاضمه، سوخت و ساز غذا، فعاليت كليهها و... است كه ميتوانند تحت تأثير اراده قرار بگيرند و به طور دلخواه تغيير كنند. افراد ماهري كه سالها وقت صرف كردهاند، ميتوانند ضربان قلب خود را تا حد مرگ كاهش دهند و دماي بدن را تا جايي كه در حالت عادي مرگآور است، پايين بياورند و تنفس را به حدود يك بار در هر چند دقيقه برسانند. در اين حالت بدن در شرايطي مشابه خواب زمستاني بعضي حيوانات قرار ميگيرد، بنابراين آنها حتي ميتوانند خود را زنده، بدون بروز آثار سوئي، روزهاي متمادي مدفون كنند و يا واكنشهاي بدن را چنان منحرف كنند كه بدون احساس درد، سوزن به اعضا بدن فرو برند و سيخ از چانه و زبان بگذرانند. در حين انجام اين اعمال تحت كنترل روح، دستگاه اعصاب نباتي (سمپاتيك) به طور موضعي حذف شده يا به نحوي تحريك ميشوند كه از خونريزي جلوگيري ميشود. از ديگر اعمالي كه توسط روح فردي و نيروي ذهن صورت ميگيرد: بيوزني، شفابخشي، جابجايي اشياء، تأثيرگذاري از فاصله، تلهپاتي، خبر دادن از غيب، كنترل و تسلط بر كالبد اختري، همزمان در دومكان بودن، بكارگيري نيروي روحي در هنرهاي رزمي و... ميباشد. در هنرهاي رزمي تاييچي و شائولين، بهكارگيري انرژي روحي و هماهنگي ذهن و جسم موجب ميگردد تا قابليتهاي مهيبي كسب شود. براي مثال يك استاد تاييچي ميتواند با ضربهاي آرام و ملايم ولي متمركز شخصي را به هوا پرتاب كند و به زمين بزند، درست مانند اينكه نيروي الكتريسيته از وي عبور كرده باشد. ج- دسته سوم مربوط به انجام اعمال خارقالعاده توسط كارگزاران روحي (واسطهها) مي شود. در اين روش عامل براساس به كارگيري موجودات واسطهاي عمدتاً روحي و انرژيك، موجب بروز پديدههاي فوق طبيعي ميگردد. اين موجودات كارگزار را در فرهنگ عمومي به نامهاي ارواح، جنيان، موكلان، ملائك و... ميشناسيم. استفاده از ارواح امكاني است كه در اختيار انسان قرار داده شده است. براي مثال در كتب مقدس اشارات متعددي مبني بر اقتدار و كنترل بسيار بالاي حضرت سليمان بر كارگزاران بيشمار از جنسهاي مختلف و به كارگيري آنها گرديده كه در آني و لحظهاي اعمالي خارقالعاده را به فرمان حضرت سليمان انجام ميدادند. از اواخر قرن نوزدهم به بعد در اروپا و آمريكا تحقيقات گستردهاي در زمينه پديدههاي روحي و ادراكات فراحسي توسط محققان و دانشمندان برجسته صورت گرفته و نتايج شاخصي نيز حاصل شده است. از جمله دانشمندان برجسته «سر ويليام كروكس» فيزيكدان صاحب نام انگليسي و «آلان كارداك» پزشك فرانسوي را ميتوان نام برد. نتايج كلي كه از مطالعه و مشاهده پديدههاي مرتبط با ارواح به دست آمده است بدين قرار است: 1- پديدههاي مرتبط با روح توسط موجوداتي هوشمند و غيرمتجسد يعني توسط ارواح آزاد پديد آورده ميشوند. 2- ارواح آزاد كه موجودات دنياي روحي هستند، همه جا در فضاي بيكران پراكنده ميباشند حتي در كنار و در اطراف ما پيوسته رفت و آمد دارند. 3- برخي از ارواح كه در هر دو عالم روحي و جسمي نفوذ دارند، از جمله عوامل نيرومند طبيعت ميباشند. 4- هر يك از ارواح به تناسب پيشرفتي كه احراز كرده است، به درجات مختلف نيكي يا بدي و علم يا جهل نائل ميگردد. 5- ارواح آزاد در صورت فراهم بودن بعضي شرايط مخصوص ميتوانند با زندگاني جسماني تماس يابند و احياناً پارهاي پديدهها را به وجود آورند. 6- ارتباط ارواح با انسانها از مجراي مديومها (انسانهاي واسطه) برقرار ميشود وبه نسبت استعداد و قدرت مديومها، ارواح پديدههاي مختلفي را بروز ميدهند مانند بلند كردن اشيا سنگين يا سبك، حركت اشياء، ظهور نورهاي مختلف از منبع نامعلوم، ايجاد صدا و تجسد ارواح، آوردن و ظهور شئي از مكان ديگر (پديده آورش) و... مؤخره اين امكان وجود دارد كه بسياري از افراد، به راحتي هر لحظه از كنار وقوع اعمال خارقالعاده و تفاسير و تعابير آنها عبور كنند، اما شكي نيست كه در عصر حاضر، علاقه و توجه جدي نسبت به پديدهها و امور ماورالطبيعه، افزايش چشمگيري پيدا كرده است. اين توجه در عصري كه بسياري سعي دارند براي تمامي پديدههاي فوق طبيعي، دلايل علمي و مستند ارايه دهند، نويد دهنده آينده درخشاني است.
|