| در زمانهاي كهن به نقش رؤيا به عنوان شفادهنده يا كانال شفا بيشتر توجه ميشد اما با قوت گرفتن ديدگاه مادي اين نقش به فراموشي سپرده شد. قصد دارم در اين متن، نگاهي كلي به چهار گروه از رؤياها بيندازم. ادامه مطلب ... |
|
| رؤياها بخششهاي الهي هستند، ميتوان از آنها براي افزايش سرمايه روحي و معنوي استفاده كرد.» دانش رؤيا بخشي از دانش عميق و گسترده است. دانشي كه از گذشتهاي دور سرچشمه ميگيرد اما زمان حال را ميشناسد ادامه مطلب ... |
|
| زمان بحراني بود. مردم مايل به حركت بودند و مرتب ميگفتند بايد كاري كرد، بايد كاري كرد، ولي تاراچيوا جادوگر ايروكوا هيچ اقدامي نميكرد. او به تنهايي در زير آلاچيقي ساخته شده از شاخههاي درختان در اعماق جنگل نشسته بود. ديگر مردان دهكده در حال رفت و آمد بودند آنها به اين سو و آن سو ميرفتند، برنامهريزي ميكردند و به بحث و گفتگو با يكديگر ميپرداختند. تاراچيوا بههيچكدام از اين گفتگوها گوش نميداد. ادامه مطلب ... |
|
| در الاهيسم و بسياري از مكتبهاي باطني، طرق هفتگانه روح (سطوح هفتگانه روح يا روح هفتگانه) به عنوان يكي از مبناهاي تئوري و عملي، تفسيركننده بسياري از پديدههاي باطني ميباشد. طرق هفتگانه روح، هفت طريقي است كه روح خلاقه از طريق آنها عمل ميكند به عبارتي قدرت و شعور روح از اين هفت خط سير آزاد ميشود ادامه مطلب ... |
|
| همچون بسياري از موضوعات باطني ديگر اختلاف نظرهاي زيادي در ديدگاههاي ارائه شده پيرامون رؤيا وجود دارد. مردم موضعگيريهاي مختلفي نسبت به رؤيا دارند. بعضيها آن را جدي ميگيرند اما اكثر مردم توجه چنداني به آن ندارند. ادامه مطلب ... |  |
|
 | (1)همچون ديگر پديدههاي باطني، رؤيابيني نيز تاكنون در سطح متعارف (عمومي و عاميانه)، نامتعارف (خاص و غير عمومي) و اسراري به تجربة بشر رسيده است. براساس هنر رؤيابيني در الاهيسم و آنچه دانش روحزايي در اينباره بيان ميكند، رؤيابيني و رؤياها در سه حيطة كلي اتفاق ميافتند. حيطة اول، رؤياهاي مردمياست. اين حيطه داراي دو سطح است. يك سطح آن شامل رؤياهاي عادتي و همهگير است كه تقريباً همة مردم آن را ميبينند. ادامه مطلب ... |
|